تبلیغات
بسم الله - نماز قضا
نماز قضا
نظرات |


حکایت نماز قضا, نماز قضا, حکایت, حکایت آموزنده

زاهدی مهمان پادشاه شد، چون به طعام بنشستند کمتر از آن خورد که ارادت او بود و چون به نماز برخاستند بیش از آن کرد که عادت او تا ظن صلاحیت در حق او زیادت کنند.

 

چون به مقام خویش آمد سفره خواست تا تناولی کند. پسری صاحب فراست داشت گفت : ای پدر باری به مجلس سلطان در طعام نخوردی؟ گفت : در نظر ایشان چیزی نخوردم که بکار آید . گفت : نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که بکار آید.


منبع:golestane-saadi.blogfa



:: برچسب‌ها: نماز قضا ,
نویسنده : ALI HOVEYZAVI
تاریخ : دوشنبه 11 شهریور 1392
زمان : 01:35 بعد از ظهر
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
شهربانو چهارشنبه 13 شهریور 1392 11:39 بعد از ظهر
سلام
خیلی قشنگ بود و تاثیرگذار
---
با افتخار لینک شدید
لطفا با اسم شهربانو لینک کنید
راستی باید بگم که اسم وبتون واقعا عالیه
ALI HOVEYZAVI پاسخ داد:
متشکر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.